Monday, September 17, 2007

سازمانیابی آزادانه و هدایت شده ی محیطی ودر عین حال درونی هویت

سازمانیابی آزادانه و هدایت شده ی محیطی ودر عین حال درونی هویت
یک قالب
سخت باید باشد
تا خوب شکل دهی کند
اما درباره هویت این تشابه مناسب نیست
چون خود به قالب دهی واکنش نشان می دهد
آن را پس می زند
انسان با انتخاب هایش ساخته می شود
پس گزینه های در دسترسش بایستی هر چه بیشتر باشد
تا با انتخاب قطعات پازل وجودیش را شکل دهد
بعد حقیقت مربوط به خود را بیابد بسازد و با آن زندگی کند و به سهم خود
در ساخت دنیای بشری سهیم باشد
کسانی که ما را به گونه ای بودن وادار می کنند
حتی ما را بعنوان قسمتی از دنیای خود
می خواهند به شکلی مطلوب خودشان درآورند
آنها از جلوه گری حقیقت واهمه دارند

Saturday, September 15, 2007

من یا ما یا همه؟

من و نیازهای من
من و خواهش های من
ما و نیاز های ما
ما و ارزش ها ی ما
همه و الزامات وجودیشان
همه و تحولات برآمده از همه
آیا دنیا جنگل است؟
و گروه های آدمی گونه های جانوری؟
وتنازع بقاء؟
آیا اینگونه نگریستن توهین به روح انسانی ما نیست؟
مواظب باشیم
مواجب بگیر آدمهای پست نشویم
و ولی نعمت ما
مستبد و دیکتاتور منش نباشد

Friday, September 14, 2007

ماورایی شدن نمایشی

اینکه فرد از خود چه چیزی برای دیگران به نمایش می گزارد و چرا؟
سوال جالبی است
برتری طلبی و خود برتر نمایی در اینجا بسیار نقش دارد
و خود بر حق نمایی
امتیاز اجتمایی کسب نمودن
و رهبری فکری افراد کوته نگر و
...
زندگی نمایشی
و فضا و حیات نمایشی
راستی ما بعضی وقتها برای خود هم نمایش بازی می کنیم
چون اگر دیگرانی هم نباش
ما خود نظاره گر خودیم
و خود را بسیار هم تحسین می کنیم
راستی چه نیاز واقعی به این همه پیچیدگی رفتاری است؟

Thursday, September 13, 2007

چطور من برای خودم مهم میشود؟

من(جسم و فکر وخاطره و پنداشت هاو احساس و عاطفه و...)
چطور در نظر خودش مهم میشود؟
من با پی جوی هایش واهمیت اینها
سختی کشیدن برای آنها
تن دادن به انواع محدودیت برای چیزی که میپندارد مهم هستند
وتکرار و گفته های دیگران
...
مهم میشود و
بعد دیگران را وادار میکند مثل خودش بشوند
مگر اینکه به این روند خودآگاه شود و در این دام نیفتد























...

Tuesday, September 11, 2007

اکنون رکسانا 3 ماه و21 روزه است



امروز رکسانا را کچل کردیم
می گویند مو هایش پر پشت خواهد شد
مطلب پایین در باره روستای تنگ گاه بود
وکسانی که ماشین ندارند
و سهمیه بنزین ندارند
و مشکل رفت و آمد به شهر دارند
و کسانی که امکانات مملکت را کتره ای قسمت می کنند

او توانایی لازم برای سازگاری با این اوضاع را ندارد

گیر کرده
کار دیگری نمی تواند بکند
عقلش نمی رسد
وضع مالی اش اجازه نمی دهد
رنج می کشد
اوضاع عوض شده
و کسانی که وضع را تغییر داده اند
اورا در نظر نگرفته اند
چون کاره ای نبوده

Saturday, September 1, 2007

موقعی که نظر های متضادی داریم

درونمان درگیری است
رفتارمان با هم نمی خواند
خواسته های نا همسازی داریم
که با امکانات جور در نمی آید
یک جهت در درونم کمی قویتر میشود
چون مستنداتش میچربد و موثرتر است
در این جهت
خود بر حق نمایی شکل میگیرد
خوش شانس بودهایم
راه نجات را یافته ایم